عشق من
عشق یعنی سوختنها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی در پی تو دربه در
عشق یعنی یک بیابان دردسر
در مشرق عشق دشت خورشيد تويي
در باغ نگاه ياس اميد تـويـي
در بين هزار پونه آنكس كه مرا
چون روح نسيم زود فهميد تويي
عشق تو در قلب من ، هدیه ی جاودانه ست
برای با تو موندن ، قشنگترین بهانه ست
دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره
با تو نفس کشیدن پایان انتظاره
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
میخوام برای چشمات، ستاره قربونی کنم
برای شام مهتاب، شهرو چراغونی کنم
میخوام میونه دستات، دستامو نقاشی کنم
برای با تو بودن، عشقمو حکاکی کنم
میخوام برای فردا، یه آسمون بسازیم
به نیت دلامون، برای هم ببازیم
میخوام صدای بارون تو لحظه جوون بگیره
شاید دلای خسته با این آروم بگیره
میخوام دوباره گم شم تو فکر با توبودن
چه رویای قشنگی، رویای با توبودن










































